تبليغاتX
باران باش

 گفتي كه به احترام دل باران باش، باران شدم و به روي گل باريدم گفتي كه ببوس روي نيلوفر را، از عشق تو گونه هاي او بوسيدم گفتي كه براي باغ دل پيچك باش ، بر ياسمن نگاه تو پيچيدم گفتي كه براي لحظه اي دريا شو، دريا شدم و تو را به ساحل ديدم گفتي كه بيا و لحظه اي مجنون باش ، مجنون شدم و ز دوريت ناليدم گفتي كه بيا و از وفايت بگذر ، از لهجه ي بي وفاييت رنجيدم گفتم كه بهانه ات برايم كافيست، معناي لطيف عشق را فهميدم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

من دلم می خواهد خانه ای داشتم پر دوست   

  کنج هر دیوارش  دوستانم بنشینندآرام گل بگویند و گل بشنوند

هر کسی بخواهد وارد خانه پر مهر صفامان گردد. شرط وارد گشتن :

شستشوی دلهاست دلها............

  شرط آن داشتن  یک دل بی رنگ و ریاست 

بر درش برگ گل می کوبم  و به یادش با قلم سبز بهار می نویسم:

 ای دوست خانه دوستی ما اینجاست  تا که سهراب نپرسد :

خانه دوست کجاست!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

 

روزگاری مردم دنیا  دلشان دردی نداشت 

 هر کسی غصه اینکه  چه می کرد نداشت

 چشمه سادگی از لطف زمین  می جوشید

خودمانیم زمین این همه نا مرد نداشت

در این دنیای نامردان که مردانش عصای کور می دزدند منه خوش باور و  نادان  محبت آرزو کردم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

باران باش و غرور و تکبر  را از قلب ها پاک کن

 تو که می توانی جاد ه های بی سواری را آب ده تا فردا مسافران  بر روی جاده ها  بشکفند!

ببار و کویر را سیراب کن  که دیگر هیچ دل کویری وجود نداشته باشد

 باران باش و ببار بر دل های سیاهمان و

بشوی  خاک های کینه و دشمنی دلهایمان را......

 باران باش و ببارو رنگین کمان عشق پاک را در آسمان دلمان ظاهر کن

و صداقت و راستی را  مانند قطره ای  روی گلبرگ های دلمان  بینداز

 اگر برای همیشه باران باشی قول میدهم  همه جا سبز شده  همانگونه که انتظارش را می کشند همه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

سر و تن را به دانش باید آراست

 که زیبایی نباشد قد شمشاد

 اگر عاشق شدی شو عاشق علم

که این معشوق خاطر می کند شاد

ره علم گر که کوه بیستون است

بکن شیرین بود مانند فرهاد

ز دانش جامه ای بر تن بپوشان

 که محکمتر بود  از سنگ و فولاد

 همیشه زنده می دارد شما را

که تا گردون بگردد می شوی یاد

 پس از مرگت هزاران سال دیگر

 بگویند عاقلان  روح فلان شاد

 اگر خواهی علوم و دانش و فن

 سر و جان را بنه  در پای استاد

 بنه سر در ره آموزگاران

بیاموز راه و رسم آدمیزاد

بود علم و هنر در کوشش و سعی

 نه با زور و نه خواب و خواهش آید

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 
FONT face=Tahoma color=white> JavaScript Codes